ریشه زبان ترکی و جایگاه آن در بین زبانها






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


شهرام آذروند

هرگز مرتکب این اشتباه نمی شوم، که با کسانی که برای نظراتشان اهمیتی قائل نیستم، بحث کنم! یاد گرفته ام که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند . 3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود . 4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم. . . . اگر نمی توانی شاهراه باشی، كوره راه باش. اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش. كمیت نشانگر پیروزی یا ناكامی تو نیست. هر آنچه هستی، باش.

زيبايي و کمال زبان ترکي تا بدان پايه است که جايگاه آن حتي از زبان عربي که گفته  مي شود گويا از طرف زبانشناسان زبده اي ساخته و پرداخته شده سپس جهت استفاده دراختيار آنان قرار گرفته است نيز شامختر مي باشد.
ابزار گرامري زبان ترکي چنان منظم،قانونمند،کامل مي باشد که اين تصور را به ذهن متبادر مي نمايد که شايد بنا به رهنموديک فرهنگستان از سوي زبانشناسان خبره ساخته و پرداخته جهت استفاده ارائه شده باشد زمانيکه ما ز بان ترکي رابا دقت و موشکافي مي آموزيم با معجزه اي روبرو مي شويم که خرد انساني در عرصه زبان از خود نشان داده است.
حال ببينيم جايگاه امروزي زبان زيبا و مکملمان که از سوي آگاهان اروپايي اينگونه مورد ارزيابي قرار گرفته کجاست ودر ميان کداميک از گروه زبانهاي خويشاوند قرار مي گيرد؟ امروزه در علم زبان شناسي کليه زبانهاي شناخته شده دنيا اعم از زبانهايي که اکنون بدانها تکلم شود ونيز زبانهايي که تعلق به سده ها و هزاره هاي پيشين داشته اما از طريق کتيبه ها و ديگر اسناد پايا به روزگاران ما رسيده است در چند گروه اساسي خويشاوند قرار ميگيرد که ما به دو مورد از آن اشاره ميکنيم:

زبانهاي التصاقي:
در اين گروه از زبانها پيوندها اغلب بصورت پسوند يکي پس از ديگري به لغات ريشه پيوسته وظيفه مواد فلکتيو در زبانهاي هند واروپايي را انجام مي دهد. وجه تمايز ديگر اين زبانها نسبت به گروه زبانهاي ترکيبي در اين است که لغت ريشه در وضعيتهاي مختلف گرامري اصلا تغيير نميکند.مثلا کلمه ترکي (او) با پذيرفتن پسوند ايم به صورت (اويم) وبا التصاق پسوند ديگر (لر) بصورت(اولريم)در مي آيد.
در حالي که مفاهيم گرامري فوق در زبانهاي هندو اروپايي،همانگونه که در بالا مشاهده کرديم به کمک حروف اضافه، ضماير وهمچنين دگرگوني زياد در لغات ريشه بيان
 مي گردد.در اين گروه زباني خويشاوند،زبانهاي اورال- آلتاي (ترکي، مغولي،کره اي ،ژاپني)،فين-اوغور(فنلاندي ،مجاري) و درآويدي(درشبه قاره هند امروزه حدود 200 ميليون نفر به اين زبان تکلم ميکنند و در بعضي از کشورها چون تاميل و آندرا پراداش زبان رسمي مي باشد.دراويديها که بنيان گذاران تمدن هندوستان بوده اند بعدها با ورود آريايي ها توسط آنان به جنوب اين شبه قاره رانده مي شوند.) از زبانهاي قديمي نيز زبان سومري وايلامي به اين گروه خويشاوند تعلق دارد.

زبانهاي هجايي:
 در اين گروه زباني لغات نه مانند زبانهاي ترکيبي تغير شکل مي دهند و نه مانند زبانهاي التصاقي با پذيرفتن پسوندهاي گوناگون مطول مي شوند. در اين گونه زبانها جملات از مجموعه لغات جداگانه اي که بدنبال هم مي آيند ويا دقيقتر از طريق چيده شدن لغات ريشه جدا از هم در کنار يکديگر تشکيل مي گردد. نمونه مشخص اينگونه زبانها ،زبان چيني کلاسيک مي باشد چنانکه مي بينيم جايگاه زبان ترکي در گروه ز بانهاي التصاقي قرار داشته، با زبان سومري(اولين زبان مدني شناخته شده دنيا) خويشاوند مي باشد. اين زبان از 5000 سال پيش به اين سو از طريق نگاشته شدن به خط ميخي که خود ايجادگر آن بوده اند، از نابودي نجات يافته و به روزگاران ما رسيده است.
قرار گرفتن زبانهاي سومري و ترکي در يک گروه زباني ،ديگردر بين سومر شناسان واقعيت بي چون وچراييست اما علاوه براين دانشمنداني چون فريتس، هوممل، پوپه،آ.زاکارس،اولژاس در پيوند نزديک زبان ترکي وسومري پاي مي فشارند وبعضا نيز زبان سومري و ايلامي را پروتوترک (پيش ترک) مينامند،آشنايي با واقعيتهاي فوق الذکر براي ما جاي هيچ گونه ابهام و تعجبي نخواهد گذاشت که چرا زبان شناسان و محققين اروپايي از کمال،زيبايي و سلاست زبان ترکي چنان ارزيابي ستايش گرانه اي ارائه مي دهند
اما پرواضح است که معماران اين بناي شگفت انگيز معنوي کساني جزنياکان فرزانه مان نمي باشند نه زبان عربي و نه زبان ترکي که زيبايي و کمال آنها زبانزد خبرگان مي باشد،با سفارش هيچ آکادمي وبا خلاقيت هيچ آکادميکي بوجود نيامده است.حتي اگر چنين امري نيز ممکن فرض شود،آکادميکهاي آن کساني جزخود ترکها وعربها نمي توانند باشند.زبان ترکي طي هزاران سال در آکادمي بيکران مردم ترک زبان ساخته و پرداخته شده ،محصول و عصاره نبوغ خلاقيت نسلهاي بيشمار مي باشد که به مثابه پرارج ترين و مقدس ترين ميراث بدست ما سپرده شده است.برماست که شايسته چنين ميراث پاکي باشيم و آنرا چون مردمک چشمانمان حفظ نموده برغنا و زيبائيش بيافزاييم.از آنجائيکه در رابطه با قدمت زبان،ادبيات ترکي ورابطه آن بازبان وادبيات سومري و همچنين رابطه تاريخي ترکمنستان و مزوپوتاميا (بين النهرين) در نظر دارم يافته هاي خودم را طي کتاب ويژه اي در اختيار علاقمندان قرارودر چارچوب اين مقاله به اشارات زيرين بسنده ميکنم.زبان سومري همانگونه که در بالا اشاره کرديم ،از بين زبانهايي که ما مي شناسيم چه به لحاظ گرامري و چه به لحاظ همساني واژگان به زبان ترکي بسيار نزديکتر مي باشد. مثلا در زبان سومري نيز مانند زبان ترکي حالات مختلف گرامري بدون آنکه لغات ريشه تغييري بکند با التصاق(چسباندن) پسوندهاي گوناگون نشان داده مي شود. حالت گرامري در زبانهاي ترکي و سومري تقريبا عين هم بوده و شباهتي به گرامر فارسي ندارد زيرا در زبان فارسي وظيفه پسوندهاي ترکي،سومري را حروف اضافه انجام مي دهد. اگر اين مقايسه رابا ديگر زبانهاي هند و اروپايي چون آلماني،انگليسي و روسي نيز انجام دهيم دقيقا همين نتيجه را خواهيم گرفت علاوه برشباهت هاي گرامري ،تعداد زيادي لغات مشترک نيز بين زبانهاي ترکي و سومري وجود دارد به مثالهاي زير توجه کنيد: نمونه لغات فوق را مي توان به چندين برابر رساند.ايرج اسکندري در کتاب پرارزش وعلمي خود به نام (در تاريکي هزاره ها) با استناد به تحقيقات ذيقيمت دکتر ضيا» صدرالاشرافي تعداد قابل توجهي از کلمات مشترک بين زبانهاي ايلامي و زبان ترکي را قيد نموده اند که به عنوان مثال کلماتي چون آت(اسب)،آدا(پدر), خان گون (خورشيد) ، سو(آب) را مي تواند ذکر کرد.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:,ساعت11:40توسط شهرام آذروند | |