معما اگه بلد بودین هیچ اما اگه بلد نبودین جوابشو از یاهم من بگیرین +1سپاس!






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


شهرام آذروند

هرگز مرتکب این اشتباه نمی شوم، که با کسانی که برای نظراتشان اهمیتی قائل نیستم، بحث کنم! یاد گرفته ام که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند . 3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود . 4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم. . . . اگر نمی توانی شاهراه باشی، كوره راه باش. اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش. كمیت نشانگر پیروزی یا ناكامی تو نیست. هر آنچه هستی، باش.

هر کي احساس ميکنه که خيلي با هوشه بهتره قبل از اينکه بخواد جايي ادعا بکنه يه سري

به اين معما ها بزنه . اگه تونست حداقل نصف اين معما ها رو حل کنه بعد مي تونه بره هر جا دوست داره ادعا کنه که خيلي با هوشه . در غير اين صورت بهتره که بره يه قل دو قل بازي کنه . تمام معما هاي گفته شده همه داراي جواب هستن و هيچکدام سر کاري نمي باشند پس لطفا اگه نمي تونيد اين معما ها رو حل کنيد بهتره از سوال اشکال نگيريد و بريد دنبال همون يه قل دو قل ...
از يه معما ساده شروع ميکنيم : من يه جنس از شما ميخرم 12 تومن به شما ميفروشم 13 تومن از شما ميخرم 14 تومن و به
شما ميفروشم 15 تومن. من چقدر سود کردم؟


اين هم يه مساله احتمال :

اگه يه خانواده اي پسر داشته باشن، چقدر احتمال داره فرزند ديگه شون دختر باشه؟


کم کم داره سخت تر ميشه :

يه آمار گير ميره در يه خونه اي و راجع به خودش و بچه هاش سوال ميکنه.
طرف ميگه: "براي سن بچه هام يه معما ميگم بايد حلش کني تا سنشون رو پيدا کني . من
سه پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا ميشه 36 و حاصل جمع سنشون 2 تا از شماره پلاک
همسايه سمت راستي کمتره". آمار گيره يه خورده فکر ميکنه و ميگه: "با اين اطلاعات نميتونم
حلش کنم ميشه يه راهنمايي بکنين".
صابخونه ميگه: "پسر بزرگترم حلوا شکري عقاب خيلي دوست داره!!!" و آمارگيره مساله رو حل
 

ميکنه.حالا شما ميتونين بگين سن بچه ها به ترتيب چند بوده؟

سن بچه ها رو عدد صحيح فرض کنين و مطمئن باشين صورت مساله هيچ مشکلي نداره

اين مسئله رو آقايون به راحتي مي تونن حل کنن ولي خانوم ها رو نمي دونم ... يه آقايي ميخواد از بين سه تا خانم يکيشون رو به عنوان همسر انتخاب کنه. به هر نفر 5000
دلار ميده و ازشون ميخواد هرجور دلشون ميخواد اين پول رو خرج کنن.
اولي ميره و يه دست لباس خيلي خوشگل و گرونقيمت براي خودش ميخره به اضافه لوازم
آرايش خيلي عالي و ميگه من خيلي دوستت دارم به همين خاطر دوست دارم من رو هميشه
ترگل ورگل و خوشگل ببيني.
نفر دوم ميره يه دست کت و شلوار خيلي شيک از يه مارک معروف ميخره و اون رو هديه مياره
براي خود مرده و ميگه من خيلي دوستت دارم و اگه پول بيشتري هم بهم ميدادي باز براي
خودت خرج ميکردم.
نفر سوم ميره بازار بورس رو تحليل ميکنه و با اون پول سرمايه گذاري ميکنه. چند روز بعدش
سهامش ميشه دو برابر. نصف سهام رو ميفروشه و پنج هزار دلار مرده رو بهش ميده و ميگه
 

پنج هزار دلار ديگه رو هم سرمايه گذاري کرده براي آينده و به اسم دو نفرشون.

به نظر شما اون مرد کدوم يک از اين خانم ها رو به عنوان همسر انتخاب ميکنه؟


اين هم يه معماي باحال تر :

يه نفر ميخواد براي دوستش يه بسته اي رو بفرسته. تنها وسيله ارتباطيشون يه صندوقه که بايد
به دست پستچي داده بشه. صندوق هم از اون صندوقهاي قديميه که فقط قفل و آويز ميخوره
(نري و مادگي داره). پستچي دزد تمام عياريه که اگه بتونه در صندوق رو باز کنه وسايلشو ميدزده
اما خودشو ضايع نميکنه و درش رو نميشکنه.حالا اگه شخص در صندوق رو قفل بزنه دوستش
نميتونه اونو باز کنه چون کليد نداره. اين دو نفر هر تعداد صندوق که بخوان ميتونن رد و بدل کنن
 

و با تلفن هم ميتونن در تماس باشن. فرض کنين از اين قفل رمز دارها هم هنوز اختراع نشده.
حالا شما بگيد اينا چطوري بسته مبادله مي کنن .




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1390برچسب:,ساعت17:34توسط شهرام آذروند | |